Logo

تاثیر جهانی شدن بر فرهنگ سیاسی ایران

نمایش از سه شنبه, 09 ارديبهشت 1393 04:46
نوشته شده توسط Super User
بازدید: 2200

عنوان کتاب: تاثیر جهانی شدن بر فرهنگ سیاسی ایران

نویسنده : آرمان زارعی

تاریخ نشر: 1388

ناشر: انتشارات باز

چکیده

زمینه تالیف کتاب یک مقاله تحت عنوان " تاثیر تغییرات ساختاری و جهانی شدن بر فرهنگ سیاسی ایران " بوده است. این مقاله نوشته خلیل الله سردارآبادی است و در فصلنامه مطالعات ملی به چاپ رسیده است.  تحولات ساختاری با شاخصهایی نظیر: رشد جمعیت، سواد، مراکز آموزش عالی، ارتباطات، رشد نسبی اقتصادی، حمل و نقل و ... در دهه دوم انقلاب از یک سو و انقلاب ارتباطات و جهاني شدن سياسي و فرهنگي از سوي ديگر را مدنظر قرار مي دهد كه منجر به تحول فكري و آگاهي هاي سياسي تبعي به فرهنگ سياسي مشاركتي- دموكراتيك در ايران مي داند.

 

در اين مقاله الگوي آلموند و پاول در سه سطح سيستم، فراين و سياستگذاري براي تحليل تحول فرهنگ سياسي در ايران مورد استفاده قرار گرفته است، به زعم مولف کتاب در حال حاضر مراحل اوليه و صباوت فرهنگ سياسي مشاركتي در ايران سپري شده است و نهادينه شدن آن نيز به رفع آسيب پذيري هاي سياسي- اجتماعي، برقراري تعادل بين توسعه سياسي و توسعه اقتصادي و مهمتر از آن دروني شدن ارزش ها و مفاهيم مدني جديد در اذهان مردم و كاربست واقعي آزادي و رعايت قانون و حقوق ديگران بستگي دارد. بنابراين، مقاله مذكور دو دسته عوامل داخلي و خارجي را در بررسي فرهنگ سياسي كل جامعه ايران اعم از توده ها و نخبگان مورد توجه قرار داده است. برخلاف اين مقاله، کتاب ذکر شده منحصراً به كنكاش درباره چگونگي تاثير گذاري پديده جهاني شدن به عنوان يك عامل خارجي بر فرهنگ سياسي، آن هم فقط در سطح نخبگان جامعه ايران و توصيف تغييرات شكل گرفته در فرهنگ سياسي اين نخبگان پرداخته است. مبناي كار کتاب بر اين امر استوار است كه جهاني شدن به واسطه فراگير كردن گفتار دموكراسي در جهان، زمينه هاي گسترش وبرجسته شدن گرايش هاي دموكراتيك در ميان نخبگان ايراني را فراهم نموده و موجب تغيير فرهنگ سياسي آنان شده است.

براي رسيدن به اين هدف مباحث در پنج فصل سازماندهي شده اند. در فصل اول جهاني شدن به عنوان متغير مستقل مورد توجه قرار گرفته است. اختلاف نظرها درباره برداشت ها، تعاريف و تاريخچه اين پديده قسمتي از مباحث اين فصل اند. ارائه يك دسته بندي از نظريه هاي جهاني شدن و بحث درباره مصايق پديده جهاني شدن در سه حوزه اقتصاد ، سياست و فرهنگ از ديگر مطالب اين فصل هستند. در اين قسمت ضمن بررسي نظريه هاي گوناگون و گاه متعارض جهاني شدن، از ميان همه آنها نظريه ديويد هلد و تعريف او از جهاني شدن به عنوان نظريه مختار معرفي و محورکتاب قرار گرفته است.

فصل دوم، به مفهوم بندي و معرفي متغير وابسته يعني فرهنگ سياسي اختصاص يافته است. در اين فصل بحثهايي درباره پيشينه، تعريف، اهميت و كار ويژه فرهنگ سياسي ارائه شده اند. در اين راستا ضمن ارائه تعاريف متفاوت و گوناگونفرهنگ سياسي در نهايت شكل ساده شده اي از تعريف آلموند و پاول به عنوان تعريف مورد نظر پژوهش شده است. در اين معنا فرهنگ سياسي عبارتند از «نگرش افراد نسبت به سياست». بررسي رهيافت ها و نظريه هاي مربوط به فرهنگ سياسي و همچنين تغيير و دگرگوني در فرهنگ سياسي نيز در دستور كار اين فصل قرار گرفته اند. از ميان رهيافت هاي متعدد ، برسه رهيافت يادگيري اجتماعي ، رهيافت منش اجتماعي و رهيافت نظريه فرهنگي متمركز و از هركدام از آنها نكاتي متناسب برگرفته شده اند.

تغيير و دگرگوني در فرهنگ سیاسي هم آخرين قسمت از مباحث اين فصل را تشكيل داده است. در اين قسمت ضمن پذيرش ماهيت تغيير پذير فرهنگ سياسي ، سازو كار و مدلي براي تغيير و دگرگوني در فرهنگ سياسي ارائه شده است.

در فصل سوم ، كه فصل محوري کتاب است مكانيسم تأثير گذاري جهاني شدن بر فرهنگ سياسي در كانون توجه قرار گرفته است.در واقع ، اين فصل تبيين گر تأثير و تاثر ميان دو پديده جهاني شدن و فرهنگ سياسي و ارتباط بين دو فصل اول و دوم است.قطعاَ بدون چنين مكانيسمي ، ارائه تحليلي جامع و مناسب از فرهنگ سياسي نخبگان  ايراني ، ناممكن و يا حداقل ناقص و بسيار نازل مي نمايد.مكانيسم مورد نظر بدين صورت است كه جهاني شدن از طريق فراگير كردن گفتار دمكراسي در سطح جهاني بر فرهنگ سياسي جامعه ايران تأثير گذار بوده است. بدين ترتيب ، بر مبناي نظريه ديويد هلد ، كه در فصل اول به عنوان نظريه محوري معرفي شده است ، به توضيح و تبيين چگونگي اين فراگيري پرداخته است.در اين راستا شكل گيري سياست جهاني و مباحثي چون مسائل جهاني ، تغيير ماهيت ارتباطات سياسي حاكميت چند لايه ، منطقه اي و جهاني مشاركت و شهروندي جهاني ، كاهش قدرت دولت ها ، فرهنگ ملي و شكل گيري فرهنگ هاي مركب ، خير سياسي و شيوه مطلوب امر سياسي و خير سياسي جهاني مورد بحث قرار گرفته اند.

در فصل چهارم ، تحليلي از فرهنگ سياسي نخبگان ايران از اقلاب اسلامي تا سال 1368 ارئه شده است.در اين فصل ابتدا نيروها و گروه هايي كه پس از انقلاب اسلامي بنا به شرايط و فضاي عمومي جامعه چهره گروه هاي مسلط و فعال به خود گرفتند معرفي شده اند.سپس از ميان اين گروه هاا ، چهار تشكل كه همواره پس از پيروزي انقلاب اسلامي تا 1384 در عرصه فعاليت هاي سياسي حضور مؤثر  داشته اند ، در كانون توجه قرار گرفته اند.جامعه روحانيت مبارز ، مجمع روحانيون مبارز ، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و دفتر تحكيم وحدت گروه ها و تشكلهايي هستند كه با بررسي بيانيه ها و اطلاعيه هاي آنها ، گرايش ها ، جهت گيري ها و به طور كلي فرهنگ سياسي آنها تحليل شده است..

تحليل فرهنگ سياسي نخبگان اين دوره بدين جهت صورت گرفته است كه تغييرات شكل گرفته در دوره مورد نظر يعني 1368 تا 1384 ملموس تر و محسوس تر جلوه كند.

فصل پنجم ، به تحليل فرهنگ سياسي نخبگان ايران از سال 1368 تا 1384 پرداخته است با مقايسه فرهنگ سياسي اين دوره با دوره قبل از 1368 مي توان به روشني دگرگوني هايي را در فرهنگ سياسي نخبگان ايراني مشاهده كرد. اين فصل با توصيف وضعيت ايران در مواجه با جهاني شدن و بررسي شاخص هاي جهاني شدن در ايران آغاز  مي شود . اين امر از آن جهت حائز اهميت است كه چشم انداز و دورنمايي از گسترش و نفوذ جهاني شده در ايران ارائه مي نمايدد كه اين خود مي تواند ادعاي تأثير گذاري جهاني شدن بر جامعه ايران به طور عام و فرهنگ سياسي به طور خاص را تقويت نمايد.توصيف اين وضعيت بر مبناي سه معيار سرمايه گذاري مستقيم خارجي ، گسترش تجارت بين المللي و گسترش فناوري هاي اطلاعاتي و ارتباطات دوربرد و  ارائه آمارهايي درباره سه معيار صورت گرفته است.فصل پنجم با تحليل فرهنگ سياسي نخبگان ايران در دوره 1368 تا 1384 به پايان مي رسد.چهار تشكلي كه در فصل چهارم مورد توجه قرار گرفته بودند، در اين فصل هم در كانون توجه قرار گرفته اند.بدين ترتيب ، بيانيه ها و اطلاعيه هاي چهار تشكل جامعه روحانيت مبارز ، مجمع روحانيون مبارز، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و دفتر تحكيم وحدت مورد بررسي قرار گرفته و از اين طريق فرهنگ سياسي نخبگان عضو اين تشكل ها تحليل شده است.

اما مسئله حائز اهميتي كه بايد به آن اشاره كرد ،اين است كه روش تحقيق در اين کتاب ، توصيفي – تحليلي از نوع تبيين علي است. يافتن تأثير متغير اول بر متغير دوم به روش مدخليت علي است به نحوي كه تأثير متغير نخست بر متغير تابع تامه دانسته نمي شود ، بلكه جهاني شدن تنها از جهاتي بر فرهنگ سياسي تأثير و مدخليت داشته است و اين به معناي نفي ساير عوامل نيست.

1388 - 1392 © تمامی حقـوق این سـایت متعلق به دکتر صالحی امیری می باشد .